سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

پایداری تورم در اقتصاد ایران و نقش دولتدر مساله تورم دولت همیشه واکنش‌های مقطعی کم اثر زودبازده‌ را بر دور‌اندیشی‌ها و اقدامات اساسی کارآمد و بلند مدت ولی دشوار مرجح ساخته است. به همین دلیل تورم به صورت یک بیماری مزمن در ساختار اقتصاد کشور ماندگار شده است.
سه متغیر اصلی تورم،‌ رشد اقتصادی و بیکاری را می توان به عنوان میزان الحراره اقتصاد معرفی کرد . در واقع هدف اصلی علم اقتصاد و سیاستگذران اقتصادی این است که بیان کنند چگونه می‌توان با توجه به محدودیت‌های موجود و امکانات در دسترس، رشد را افزایش و تورم و بیکاری را کاهش داد؟ در این میان موضوع تورم دارای ویژگیهایی است که آن را خاص می سازد.
برای مثال عموم مردم به نوعی درگیر مساله تورم هستند( بر خلاف بیکاری که مساله گروهی خاص از جامعه است) همچنین ملاحظه نظریات ارایه شده و تجربیات اقتصادی جهانی نشان می دهد که هدف کاهش نرخ تورم در مقایسه با سایر اهداف اقتصادی از اجماع نسبی برخوردار است و تورم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی جزو مسائل تقریباً حل شده است.
ضمن آنکه بیکاری هنوز یک مسأله مهم در دنیا تلقی می‌شود. مقایسه آمار تورم در دهه اخیر با دهه ۸۰ موید این ادعاست. متوسط نرخ تورم در دورة ده ساله ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۸ برای کشورهای در حال توسعه ۵۸ درصد بود در حالیکه این رقم در سال ۲۰۰۷ به ۹/۵ درصد رسید و برآورد آن برای سال ۲۰۰۸ رقم ۳/۵ درصد است. کشورهایی چون بولیوی ، برزیل و ترکیه نمونه کاملا موفق در کنترل تورم می باشند.
ترکیه به عنوان یکی از همسایگان ما و کشورهای واقع در محدوده چشم انداز بیست ساله کشور( کشورهایی که عملکرد ما در چشم انداز در مقایسه با این کشورها سنجیده خواهد شد) موفق شد تا نرخ تورم ۶/۷۵ درصدی دورة ده ساله مذکور را، در سال ۲۰۰۷ به ۶ درصد برساند و پیش‌بینی می‌شود که این رقم برای سال ۲۰۰۸ به ۴ درصد کاهش یابد. ولی متاسفانه ایران همچنان از تورم مزمن و طولانی رنج می برد و جزو کشورهایی است که بالاترین نرخ تورم را دارند.
در حال حاضر تورم به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های مسولان و مردم مطرح شده است ، تورم پدیده‌ای است که از عوامل گوناگون داخلی و خارجی که غالباً ریشه در ساختار تاریخی اقتصاد دولتی کشور دارد، تاثیر می پذیرد. با وجود توافق نظری ایجاد شده در مورد تورم در ایران، به نظر می رسد که در سال ۸۷ نیز شاهد تورم بالایی در کشور باشیم که از مدتها پیش نسبت بدان هشدار داده شده بود.
استمرار شرایط تورمی می تواند موجب نامطلوب تر شدن توزیع درآمد، کاهش قدرت خرید صاحبان درآمد ثابت، منفی شدن نرخ سود سپرده های بانکی و کاهش قدرت بین المللی کشور گردد. نکته قابل توجه آن است که براساس مطالعات آماری به عمل آمده، افزایش افسار گسیخته تورم موجب کاهش تولید می گردد. این مطلب بیانگر آن است که کاهش نرخ رشد تورم نه تنها دارای پیامدهای رفاهی کوتاه مدت است بلکه می تواند در درازمدت موجب افزایش رشد اقتصادی نیز شود.
در مساله تورم دولت همیشه واکنش‌های مقطعی کم اثر زودبازده‌ را بر دور‌اندیشی‌ها و اقدامات اساسی کارآمد و بلند مدت ولی دشوار مرجح ساخته است. به همین دلیل تورم به صورت یک بیماری مزمن در ساختار اقتصاد کشور ماندگار شده است و هر‌گاه که اقدامات دولت و یا پدیده‌های خارج از کنترل دولت زمینه تشدید این بیماری را مساعد می‌سازد نرخ تورم به صـورت لجام گسیخته رشـد می‌کنـد و دور تـازه‌ای از واکنش‌های عمـدتاً کوتاه مـدت را تحمیل می‌کند.
عوامل مختلفی بر افزایش تورم موثر اند. یکی از مهمترین عواملی که امروزه تقریباً همه صاحب نظران اقتصادی اتفاق نظر دارند این است که رشد حجم پول در بلندمدت در تورم منعکس می‌شود. افزایش حجم نقدینگی که نتیجه افزایش پایه پولی و آنهم به علت افزایش ناگهانی درآمد های ارزی حاصل از نفت که از سال ۸۴ شروع و در سال ۸۶ به اوج خود رسید باعث آن شد که تورم نیز در پی این افزایش نقدینگی و پا به پای آن افزایش شتابان یابد.
نبود انضباط مالی و اعمال سیاست‌های انبساطی پولی یکی دیگر از مسایلی است که در حجم نقدینگی اثر دارد. دولت با کسری بودجه که ناشی از عدم پوشش درآمد و هزینه های دولت است با استقراض از بانک مرکزی بر حجم نقدینگی می افزاید. همچنین عرضه تسهیلات بانکی بدون توجه به ظرفیت اقتصادی به افزایش حجم نقدینگی کمک می کند.
یکی از ویژگی هایی که تورم نسبت به سایر مشکلات اقتصادی دارد تاثیر پذیری تورم از قوانین و مقررات در مقایسه با سایر مشکلات اقتصادی نظیر بیکاری بیشتر است.برای حل مشکلاتی نظیر بیکاری باید بخش تقاضا در بازار نیروی کار را تحریک نمود. تغییر در این بخش نیاز دارد تا ظرفیت های بالقوه اقتصادی بکار گرفته شود. بکارگیری ظرفیتهای بالقوه اقتصادی سرمایه گذاری در بخشهای مختلف اقتصادی را می طلبد. این امر نیز تابع شرایطی از جمله ریسک اقتصادی، بازدهی سرمایه گذاری و.... می باشد.
بنابراین شدت تاثیر پذیری متغیرهای اقتصادی از قوانین و مقررات متفاوت و علاوه بر زمان بر بودن نیاز به اصلاح ساختارهای اقتصادی در عموم بخشها است. اما در مورد مهار و کنترل تورم وضعیت متفاوت است. کنترل و مهار تورم بیشتر تابع سیاستهای اقتصادی دولتمردان می باشد و کمتر می توان آن را به عوامل مختلف نسبت داد . همانطور که در سطور فوق توضیح داده شد نقدینگی موثرترین عامل در افزایش تورم است و این عامل مورد توافق همه صاحب نظران اقتصادی است.
به عبارتی دیگر اقدامات و سیاستهای اقتصادی دولت که بدون توجه به مبانی نظری علم اقتصاد صورت گرفته است نه تنها به اهداف مهمی همچون ثبات اقتصادی و برقراری عدالت دست نیافته بلکه همین سیاستهای نابجا از جمله افزایش میزان تسهیلات بانکی، افزایش نقدینگی و .... مسبب فقر و افزایش شکاف طبقاتی بوده است. بنابراین در صورتیکه سیاستهای دولت با اصول علمی اقتصادی هماهنگ و منطبق باشد و صرفاً در تصمیمات خود نگاه علمی و کارشناسی به مسایل داشته باشد می تواند بر کنترل تورم غالب آید. همان گونه که در حال حاضر در اکثر کشورهای جهان کنترل سطح عمومی قیمتها دیگر یک موضوع رویایی و دست نیافتنی تلقی نمی شود.

منبع:http://vista.ir





[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 10:49 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

بالا بودن نرخ بیکاری رفته رفته به خطیرترین و جدی ترین بحران اقتصادی و اجتماعی کشور بدل می شود. بیکاری مادر فقر اقتصادی و مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی است. علاوه بر این ارتش بیکاران که همه پل های پشت سرشان تخریب شده و چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، می توانند در شرایطی به خطرناک ترین پتانسیل اغتشاشات اجتماعی تبدیل شوند.
اما خبری که گاهی حتي نگران کننده تر از بیکاری به نظر می رسد، تناقض گویی های مدیران و مسوولین ذیربط در این زمینه و ملاحظه توان و صلاحیت تصمیم گیران و نظام تصمیم گیری مربوط است.
طی یکی دو ماه گذشته آمارهای متناقضی از نرخ بیکاری و میزان از دست رفتن شغل در سال گذشته و ماه های گذشته توسط مسوولین ارایه گردید که بسیار نگران کننده است و نکات زیر را تداعی می کند:
1- از لابلای اظهارات استنتاج می شود که متاسفانه هنوز تعریف روشن، دقیق، استاندارد شده و مورد توافقی از شغل و شاغل وجود ندارد و تعاریفی که به صورت تلویحی از لابلای اظهارات برداشت می گردد با استانداردهای پذیرفته جهانی مطابق نیست.
2- وجود آمار و اطلاعات، سامانه ها و پایگاه های متقن و قابل اتکای آماری ، مقدماتی ترین ضرورت برای بررسی و شناخت پدیده و فراهم کردن امکان برنامه ریزی برای آن است. کسانی که بنابر مصالح و یا محضورات سیاسی و حزبی و یا به منظور اجتناب از آشکار شدن ضعف های مدیریتی خود این سامانه ها را مخدوش می کنند، توجه نمی کنند که در آینده امکان بررسی معضلات و پدیده ها و هدایت برنامه ها را حتی از دوستان خود نیز صلب می کنند.
3- شواهد نشان می دهد در حالیکه برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت اشتغال و حفظ شاخص های (نامطلوب موجود) دولت موظف است که سالانه بيش از هشتصد هزار شغل جدید ایجاد کند، ترکیبی از تصمیم گیری ها و سیاست ها نسنجیده خرد و کلان موجب شده است که شاخص ها به سمت و سوی نامطلوب تری هدایت شوند.
البته اگر ضرایب بسیار نازل بهره وری و پدیده بیکاری پنهان و وسعت آن را نیز به بحث اضافه کنیم، ابعاد موضوع نگران کننده و غم انگیز تر خواهد شد.
به راستی در کشوری با وسعت و امکانات و منابع طبیعی ما و با جمعیت محدودی که به تعبیر برخی در حد سرک گرد کردن رقم جمعیت کشورهایی مانند هند یا چین است، چرا باید پدیده بیکاری تا این حد عمیق و وسیع باشد.
آثار و عوارض پدیده بیماری هلندی که با فزایش قیمت جهانی نفت بار دیگر در اقتصاد ما به وضوح ظاهر گردیده و با بهره گیری بی بندو بارانه از درآمد نفت تشدید شده به تدریج از طريق لطمه زدن به بخش تولید قابل تجارت کشور (توليدات غير نفتي) ، ابعاد كسترده تري می یابد.
البته نابسامانی های بازار کار ایران به آنچه گفته شد محدود نمی شود. به عنوان نمونه بخش قابل توجهی از مشاغل کشور را مشاغل فصلی و موقت تشکیل می دهند که محدودیت های قانون کار و نیز بعضی از تصمیمات غیر اصولی که نگرانی کارفرماها را از استخدام دایمی افزایش داده است، وسعت و حجم این دسته از مشاغل را فزونی بخشیده و این در حالی است که هیچگونه ساختار و نهادی برای سامان دادن به وضعيت مشاغل فصلی و موقت وجود ندارد و به همین دلیل توزیع اینگونه فرصت های شغلی در میان متقاضیان نیز به هیچ روی عادلانه نیست.
نمونه دیگر اینکه در حالیکه فرصت های شغلی و تقاضای نیروی کار بسیار محدود است، بویژه در مورد مشاغل غیر عمومی که قدری تخصص در شرایط احراز آن وجود دارد، ویژگی های متقاضیان کار با شرایط احراز شغل مطابقت ندارد که این خود ناشی از ناکارایی نظام آموزشی کشور بویژه در سطح آموزش عالی است.
همه آنچه اشاره شد نشان می دهد که جلوگیری از روند فزاینده بحران اشتغال در ایران نیازمند عزم ملی و نگرش ساختارگرا، نهادگرا و همه جانبه است و تصمیمات موضعی و شتابزده و محدودنگر اوضاع را بدتر می کند.

http://old.ires.irمنبع:




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 10:46 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

ميزان كارآمدي برنامه هاي دولت همواره بحثي بوده است كه از سوي كارشناسان اقتصادي (با رويكردهاي مختلف) مورد واكاوي هاي بسيار قرار گرفته است.شايد يكي از ويژگي هاي دولت نهم آن است كه در عرصه سياست اقتصادي حاميان چنداني ندارد به نحوي كه حتي حاميان دولت در مجلس نيز تبديل به جدي ترين منتقدين برنامه هاي آن شده اند.از همان روزهاي اولي كه بحث بودجه سال 85 در دولت مطرح شد و اولين متون مرتبط با آن منتشر گرديد، كارشناسان تذكرات مهمي را در خصوص اشكالات وارد بر آن اعلام نمودندو غالبا بر ناكارامدي بودجه مذكور انگشت تاكيد نهادند؛ جالب است كه دولت نهم در خصوص وعده ارايه متمم بودجه آنهم در اولين روزهاي سال 85 از دولت هاي ديگر جلوتر بوده است و اين خود نكته مهمي است.
در همان روزهايي كه دولت سرگرم ارايه لايحه بودجه سال 85 بود، خطر بروز بيماري هلندي در اقتصاد ايران از سوي كارشناسان امر و حتي برخي از اعضاي تيم اقتصادي دولت يادآوري شد و به طور جدي بر روي آن بحث هايي صورت گرفت.در شرايط بيماري هلندي ، دولت اقدام به استفاده غير منضبطانه از درآمدهاي حاصل از فروش منابع طبيعي ( در ايران نفت) نموده ، ازآن در جهت ساخت و ساز در عرصه هاي متفاوت استفاده مينمايد ،در اين شرايط منحني امكانات مصرفي جامعه به سمت بالا حركت مي نمايد و همين امر باعث ميشود تا تقاضا براي استفاده از كالا ها و خدمات افزايش پيدا نمايد و در سطح كلان شاهد بروز تورم ناشي ازافزايش تقاضا ي كل باشيم.در مواجهه با اين شرايط و باهدف كاهش تورم،دولت به سمت واردات بي رويه متمايل ميشود كه آن هم به نوبه خود منجر به ورشكستگي برخي توليد كنندگان داخلي، كاهش عرضه كل از اين ناحيه و افزايش بيكاري ميشود. بروز بيماري هلندي در اقتصاد آثار منفي زيادي را در اقتصاد بجاي ميگذارد ،اين آثار شامل بروز تفاوت هاي درآمدي زياد دراقتصاد و فاصله گرفتن از توزيع عادلانه درآمد ،ايجاد رانت و فساد اقتصادي ،افزايش واردات جهت پوشش افزايش تقاضاي صورت گرفته در سطح كالاها و خدمات، از بين رفتن سرمايه گذاري بنگاه هاي بخش خصوصي ، افزايش بيكاري و.. ميباشد.
استفاده از حساب ذخيره ارزي در اقتصاد ايران و گشاده دستي هاي دولت در خصوص زخمي نمودن پروژه هاي جديد و انجام سرمايه گذاري هاي زيربنايي خارج از ظرفيت اجرايي كشور همگي باعث شده است تا در اقتصاد ايران علايم بيماري هلندي را شاهد باشيم.در روزهاي اخير به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت، هيئت وزيران در جلسه نهم مهر خود بنا بر پيشنهاد وزارتخانه هاي بازرگاني، امور اقتصادي ودارايي، صنايع ومعادن، و جهاد كشاورزي عوارض صادرات حبوبات را به ميزان 30 درصد قيمت پايه صادراتي تعيين و تاكيد كرد: عوارض صادرات حبوبات به ميزان سي درصد قيمت پايه صادراتي محصول يادشده تعيين و توسط گمرك جمهوري اسلامي ايران اخذ و به حساب درآمد عمومي نزد خزانه داري كل واريز مي شود" . ملاحظه ميشود كه دولت در پي اجراي سياست هايي است كه از صادرات حبوبات جلوگيري نمايد؛و طبعا براي تامين نياز مالي اقدام به واردات نيز نمايد .همانگونه كه در ابتداي اين نوشتار ذكر شد، مساله افزايش واردات و كاهش صادرات نكته اي است كه از عوارض بيماري هلندي شناخته ميشود ؛ جالب است كه دامن زدن به كاهش صادرات و افزايش واردات تنها در مورد حبوبات مصداق ندارد بلكه در مورد كالاهاي ديگري مانند گوشت و شكر نيز صادق است به نحوي كه خبرگزاري فارس در گزارشي به اين نكته اشاره نموده كه طي شهريور ماه سال جاري حدود 3/3438 تن گوشت به كشور وارد شده در حالي كه در مدت مشابه سال گذشته 1/250 تن وارد كشور شده است؛در ضمن بنابر آمار گمرك در شهريور سال جاري 1/119594 تن شكر وارد گرديده در حاليكه در مدت مشابه سال گذشته 42870 تن شكر وارد كشور شده است كه همگي مويد بحث هاي صورت گرفته در زمينه بيماري هلندي ميباشد. البته با توجه به و ضعيت اقتصادي ايران از منظر بيماري هلندي ، پيش بيني اين نكته كه در زمينه كالاهي ديگري نيز اقداماتي در خصوص افزايش واردات صورت گرفته باشد كار سختي نيست و تجربه تمامي كشور بر چنين نكته اي تاكيد زياد دارد.
مرحوم دكتر حسين عظيمي جمله قابل تاملي داشتند كه ياد آوري آن هر از گاهي ميتواند براي دولت مردان مفيد باشد : "جامعه آزمايشگاه سياست هاي اقتصادي نيست".دولتمردان محترم بايستي به اين نكته توجه داشته باشند كه اجراي سياست هاي تجربه شده مد نظر ايشان نتايج چندان مطلوبي نخواهد داشت و حتي ميتواند به عكس كاركردهاي مد نظر تبديل شود و اين نكات ،همگي توسط كارشناسان امر به دولت گفته شده بود.
نكته عجيب تر آن است كه در شرايطي كه تورم در جامعه بيداد ميكند، رياست محترم جمهوري گفته است:امیدواریم با تصویب لایحه متمم بودجه 85 در مجلس، سهم بودجه عمرانی کشور از کل بودجه از 5/28 درصد کنونی به 5/31 درصد افزایش یابد. به گزارش خبرگزاری "مهر"، رئیس جمهور دراین گزارش با بیان اینکه دولت در این یکسال فارغ از هیاهوهای معمول به دنبال انجام کارهای اساسی و زیربنایی بوده است، گفت: جهت گیری اصلی دولت ایجاد فرصت های برابر، توزیع عادلانه امکانات و منابع و فراهم کردن زمینه رشد مناسب و هماهنگ همه مناطق کشور بوده است و در این راستا 3300 تصمیم در 19 سفر استانی دولت گرفته شده است.
اين بدان معناست كه با وجود تمامي تذكرات ارايه شده توسط كارشناسان و مشاهده نتايج عملي اجراي سياست هاي دولت در يكساله گذشته در خصوص اشتغال زايي ، كنترل تورم و .. ، هنوز هم اصرار بالايي در زمينه پيگيري رويه هاي تجربه شده گذشته وجود دارد .

http://old.ires.irمنبع:





[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 10:45 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

تورم به عنوان يكي از پديد‌هاي اقتصادي همواره باعث نگراني صاحبنظران، دولتمردان و عوامل اقتصادي است. تورم كه خود معلول عوامل مختلف اقتصادي است، موجبات پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را همچون فقر، توزيع نامتناسب درآمد، گسترش مفاسد مالي، ريسك آلود كردن اقتصاد و ... را فراهم مي‌نمايد. كه هر كدام به نوبة خود هزينه‌هاي قابل توجهي را بر اقتصاد تحميل مي‌كنند. عوامل مختلف مؤثر بر تورم، آن را به دو نوع كلي تورم ناشي از فشار تقاضا و تورم ناشي از فشار هزينه تقسيم مي‌كند. از جمله وظايف سياست‌گذاران اقتصادي و دولتمردان شناسايي و درك صحيح نوع تورم حاكم بر اقتصاد كشور است تا با اتخاذ سياست‌هاي صحيح باعث بهبود اوضاع گردند چرا كه خطا در شناسايي عوامل مؤثر به تورم و سياست‌گذاري‌هاي نادرست باعث گسترش تورم و بدتر شدن وضعيت اقتصاد كشور مي‌شود. چنين وضعيتي همانند شرايطي است كه سواركار وارونه بر اسب بنشيند و با سرعت تمام به سمت مخالف هدف خويش حركت كند.
تأمل بر روند تغييرات تورم حاكم بر اقتصاد ايران مهمترين عوامل مؤثر بر تورم را به شرح زير نشان مي‌دهد:
نقدينگي بالا، به طور كلي بالا بودن نقدينگي باعث افزايش قدرت خريد و افزايش تقاضا مي‌گردد. تجربه نشان داده است در سال‌هايي كه به دلايل مختلف تزريق پول در اقتصاد كشور افزايش يافته است، تورم نيز با گذشت چند ماه نمايان گرديده است. از جمله شواهد موجود مي‌توان به افزايش نقدينگي پس از شوك نفتي سال 1354 اشاره نمود كه طي آن دولت با اتخاذ سياست‌هاي انبساطي بي‌حد و حصر و با هدف ارتقاء سطح اقتصاد كشور و بدون توجه به ظرفيت‌هاي ساختاري اقتصاد كشور باعث گرديد كه تورم از 7 درصد در سال 1352 به 5/25 درصد در سال 1356 افزايش يابد كه اين امر نيز به نوبة خود موجبات تسريع روند مهاجرت، كاهش توليدات كشاورزي، گسترش حاشيه‌نشيني و ... را نيز فراهم آورد.
از ديگر عوامل مؤثر بر تورم مي‌توان شرايط ساختاري حاكم بر اقتصاد ايران را نام برد. اصولاً وجود سيستم دلالي‌گري در اقتصاد ايران باعث مي‌گردد كه طي سازوكارهايي حجم عظيمي از منابع مالي در اختيار دلالان اقتصادي قرار گيرد. چنين حجم بالايي از منابع مالي باعث ايجاد قدرت قيمت‌گذاري توسط واسطه‌ها مي‌گردد كه به نوبه خود باعث بروز چسبندگي و رو به پايين قيمت از يك سو و بالا بردن مصنوعي قيمت‌ها از سوي ديگر خواهد گرديد. همچنين تغييرات دستوري نرخ ارز و اتخاذ سياست‌هاي مربوط به تعديل اين تغييرات در امر صادرات و واردات باعث مي‌گردد كه پس از هر بار تغيير در نرخ ارز حجم قابل توجهي پول پس از طي فرايند پول در اختيار تاجران بين‌المللي قرار گيرد.
از ديگر پارامترهاي تأثيرگذار بر تورم مي‌توان كسر بودجة دولت را نيز نام برد. دولت به عنوان بزرگترين مصرف‌كننده در اقتصاد ايران همواره حجم قابل توجهي را از كيك اقتصاد كشور تقاضا مي‌كند. وجود كسري بودجه و به طور كلي افزايش بودجه عمومي دولت مي‌‌تواند طرف تقاضاي اقتصاد را به نحو قابل توجهي با شوك روبرو كند كه پيامد بروز تورم ناشي از فشار تقاضاي دولت بر هيچكس پوشيده نيست.
همچنين نبايد از عوامل شتاب‌دهنده تورم در اقتصاد ايران غافل شد كه مهمترين آنها بروز انتظارات تورمي است. بروز انتظارات تورمي خصوصاً در بخش‌هاي همچون مسكن باعث مي‌گردد كه عوامل اقتصادي فعال در بازار مسكن و ساير بازارها همواره قيمت‌ها را رو به افزايش پيش‌بيني نمايند كه چنين امري خود باعث افزايش تورم پس از ايجاد اولين مشاهدات تورمي در بازار مي‌گردد. لذا مهمترين اقدامي كه از دولت انتظار مي‌رود تدوين فرايندهايي است كه به انحاء مختلف باعث كاهش انتظارات تورمي مي‌گردد تا اين اژدهاي خفته هيچگاه بيدار نشود.
در اين ميان مجموعه اقدامات دولت در سال‌هاي گذشته براي مقابله با تورم نيز قابل تأمل است. از ميان اين اقدامات مي‌توان به سه مورد بيش از ساير موارد توجه نمود:
1- تثبيت قيمت كالاهاي ضروري: هرچند اين سياست در كوتاه‌مدت مي‌تواند باعث كاهش تورم گردد لكن چنين اقدامي كه مهمترين آن را مي‌توان در اصلاح ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه كه در قالب طرح تثبيت قيمت‌ها در دوم دي ماه سال 1383 در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي مطرح شد دانست، نشان مي‌دهد كه سياست‌گذاران از اين نكته غافل گرديده‌اند كه تورم خود معلول عوامل مختلف و تثبيت دستوري آن تنها باعث تغيير قيمت‌هاي نسبي كالاها و در نتيجه مصرف بيشتر كالاهاي ضروري خواهد گرديد، همچنين نقش هدايت‌كنندگي قيمت‌ها را غيرقابل اجرا نموده، باعث گمراهي عاملان اقتصادي مي‌گردد. مضافاً اينكه چنين امري باعث افزايش هزينه‌هاي دولتي نيز مي‌گردد كه اين خود تورم‌زاست.
2- افزايش واردات: اين اقدام را نيز مي‌توان به عنوان يكي از اقدامات دولت از جهت مقابله با تورم دانست. لكن توجه به الگوي واردات در ايران و همچنين حجم قاچاق كالا به داخل كشور (كه معمولاً يك سوم حجم واردات رسمي كشور مي‌باشد) و نيز سهم بالاي كالاهاي مصرفي از واردات كالا و خدمات به كشور، افزايش واردات را به عاملي جهت اتلاف منابع مالي و تبديل اين منابع به كالاهاي مصرفي تبديل مي‌نمايد.
3- ايجاد صندوق ذخيره ارزي: به منظور كمرنگ نمودن اثر تغيير قيمت نفت بر اقتصاد كشور، حساب ذخيره ارزي تأسيس گرديد تا مازاد درآمدهاي نفتي در سال‌هاي رونق بازار نفت در آن انباشته شده و در سال‌هاي ركود مورد استفاده قرار گيرد. لكن همانگونه كه مشاهده مي‌شود، سازوكارهاي نهادي حاكم بر اقتصاد ايران اين اقدام منطقي را در شرايطي منابع ارزي گرديده و درواقع نقش اين عامل به عكس انتظار از آن بدل گرديده است. بنابر آنچه كه گذشت، توجه به اقدامات اخير دولت آيندة‌ خوبي را براي وضعيت پولي كشور جلوه نمي‌دهد و انتظار وقوع تورم‌هاي بالا در آيندة‌ نزديك را دور از انتظار نمي‌دارد.
افزايش سرمايه‌گذاري‌هاي دولتي و افزايش بودجه عمومي دولت (كه ارائه متمم بودجه نيز مزيد بر آن مي‌گردد) از يكسو و افزايش عرضة ‌پول در اقتصاد از ديگر سو باعث گسترش تقاضاي كلي در اقتصاد مي‌گردد. اين در حالي است طرف عرضة‌اقتصاد حداقل در كوتاه‌مدت نمي‌تواند انعطاف‌پذيري قابل توجهي از خود نشان دهد. نتيجة منطقي چنين سازوكاري جز افزايش ناگهاني سطح عمومي قيمت‌ها نخواهد بود. هرچند آمارها به ظاهر نشان مي‌دهند كه تورم در سال گذشته كمتر از يازده درصد بوده است، لكن عدم اعتماد عامة‌مردم جامعه به آمار و اطلاعات ارائه شده از سوي دولت و توجه بيشتر ايشان بر مشاهدات خويش، خطر افزايش انتظارات تورمي را در جامعه هشدار مي‌دهد كه اين خود باعث بالا رفتن بيشتر سطح عمومي قيمت‌ها خواهد گرديد. از طرف ديگر متأسفانه چنين انتظاراتي با اثر رواني ناشي از سياست‌هاي ديگر دولت نظير تهيه و توزيع سهام عدالت تشديد مي‌گردد. چنين اقداماتي از جانب دولت به يكبار تمام عوامل تورم‌زا در اقتصاد ايران را گرد هم جمع مي‌نمايد. در چنين شرايطي به منظور مهار تورم اقدامات زير توصيه مي‌گردد.
1- انضباط مالي دولت و عملكرد شفاف آن
2- محدود كردن و كاهش انتظارات تورمي
3- جلوگيري از فرار مالياتي و بخشودگي‌هاي غيربهينه مالياتي
4- ارتقاء بهره‌وري
5- استقلال بيشتر براي بانك مركزي: يكي از وظايف مهم بانك مركزي در بلندمدت ايجاد ثبات در سياست‌هاي پولي به منظور دستيابي به هدف تثبيت قيمت‌هاست. در ابتدا بانك‌هاي مركزي، تنها صادركننده پول بوده‌اند؛ ولي با افول نظام پايه طلا، بانك‌هاي مركزي نقش فعال‌تري را در اجراي سياست پولي و به منظور تثبيت قيمت‌ها و انجام عمليات پولي مستقل از نفوذهاي سياسي برعهده گرفتند.
استقلال بانك مركزي مستلزم اين است كه بانك مركزي:
الف) داراي استقلال كامل عملياتي باشد.
ب) داراي يك قوه سياست‌گذاري مؤثر باشد.
ج) داراي سياست‌هاي اقتصادي هماهنگ باشد.
د) مسئول حمايت از ثبات قيمت‌ها باشد.
وظيفه آخر، يعني: مسئوليت حمايت از ثبات قيمت‌ها مستلزم حفاظت از ثبات سيستم كنوني و مديريت ذخاير ارزي و نرخ ارز مي‌باشد. براي مديريت ذخاير ارزي و سياست نرخ ارز، بانك مركزي بايد عمليات روزانه در بازار ارز را برعهده گيرد. چون اين عمليات ممكن است كه اثر مستقيم بر عرضه پول رو سياست پولي داشته باشد. به عبارت ديگر استقلال بانك مركزي مستلزم آن است كه نگاه دولت به بانك مركزي از يك بنگاه دولتي توليدكننده اسكناس به نهادي مستقل كه تلاش در مهار تورم و حفظ ثبات نظام پولي كشور دارد تغيير يابد.

http://old.ires.irمنبع:




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 10:43 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170645 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"